خانه / ویژه نامه / شعر دکتر خشنود
3138

شعر دکتر خشنود

دوش درپهنه ی دشتی سرسبز
همچو،
سرسبزیِ رعنا “وطنم”
در غروبی کم رنگ، درهوائی دلگیر،

روی یک تکه ی سنگ،
کودکی چشم درشت،
نی لبک بر لبِ خشکیده و بیرنگ،
همی داشت…

موجِ لرزانِ دوچشمِ سیه اش
درفراسوی افق
درغمِ جانسوزِ پریشانی و ” درد”
سرگردان…

دردِ سختی که گرفتار نموده همه را…

از نَفیرِ “نی” ِ چسبیده بر انگشت نحیف،
چه غریبانه نوائی جانکاه،
درهوا می پیچید:

سرنوشتِ تَنِ “تبدار”ِ جماعت
به چِسان خواهد شد؟

هجمه ی شوم “کورونا” دراین دشتِ کهن
رختِ ناجور ز ” مامَم” چه زمان بربَندد؟

تا دگر بار،
“ایران” وطنم،
رَختِ رنگین “بهاری” بر تَن

زلفِ پریشان بر دوش،

شاد و رقصان در “باد”

رُخ نماید به “فلک” سرخوش ومست…

دکتر خشنود

۶ فروردین ۹۹

این مطلب هم بخون

13980703001078_Test_PhotoN

گفتگوبرنامه رادیویی شعرلرستان بایک رزمنده

گفتگوبرنامه رادیویی شعرلرستان بایک رزمنده عشایردرباره اوضاع اوایل انقلاب ودفاع مقدس گزارشگر: سیدمحمدرضاطاهری سال۱۳۶۰خورشیدی  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *